به کوچک ترین وبلاگ طنز و سرگرمی ایران ، خاورمیانه ، آسیا و کل جهان خوش آمدید ! ...

 
 
 کلیک کن !
نظرات |


  
  
 


به چند نویسنده برای این بخش نیازمندیم !

نیازمندیها

 http://primera.e-sim.org/lan.275853
از طریق آدرس بالا در بازی E-Sim ثبت نام کنید .

حتماً در نظر سنجی وبلاگ شرکت کنید .




نویسنده : امین
تاریخ : یکشنبه 20 مرداد 1392
زمان : 06:02 ب.ظ
بازداشت یک مرد آدمخوار در پاکستان (عکس)
نظرات |

پلیس پاکستان مرد آدمخواری را به اتهام خوردن یک نوزاد دستگیر کرد. او پیش از این نیز به اتهام آدمخواری دو سال را در زندان سپری کرده و سپس آزاد شده بود. پلیس پاکستان روز دوشنبه مردی که به اتفاق برادرش یک نوزاد را خورده بودند، دستگیر کرد. برادر او فرار کرده و پلیس درجستجوی اوست. ظفر اقبال رئیس پلیس روستای داریاخان در ایالت پنجاب که محل سکونت این دو برادر آدمخوار است، گفت: همسایه ها پس از اینکه متوجه رایحه نامطبوعی از خانه این دو برادر شدند با پلیس تماس گرفتند. وی افزود: ماموران در خانه آنها سر یک نوزاد را کشف کردند.
 
بازداشت یک مرد آدمخوار در پاکستان (عکس)
 
مرد آدمخوار دستگیر و به جرم خود اعتراف کرد. او گفت که برادرش جسد یک نوزاد را از گورستان مجاور به خانه آورد. آنها جسد را کباب کرده و خوردند.ظفر اقبال تصریح کرد: محمد عارف و فرمان علی دو برادر آدمخوار در سال 2011 به اتهام آدمخواری زندانی شده و سال گذشته آزاد شده بودند. در آن زمان، آنها اجساد تازه دفن شده را از گور بیرون آورده و می خوردند. هنگام دستگیری جسد یک زن جوان در خانه آنها کشف شد که فاقد یک پا بود. این واقعه پاکستان را به لرزه درآورد. دادگاه این دو برادر را به 2 سال زندان محکوم کرد. امیر عبدالله رئیس پلیس ناحیه بهاکار ایالت پنجاب گفت: در پاکستان هیچ قانون خاصی در ممنوعیت آدمخواری وجود ندارد.
 
بنابراین ما محمد عارف را به اتهام بی حرمتی به جسد انسان دستگیر کرده ایم. ماموران جستجوی گسترده ای را برای یافتن فرمان علی برادر او آغاز کرده اند.مقامات محلی که از این مورد جدید آدمخواری دو برادر هنوز شوکه هستند، گفتند: محمد عارف و فرمان علی که از طرف خانواده شان از سالها پیش طرد شده اند در خانه کوچکی در روستای داریاخان ایالت پنجاب به دور از همه و بدون هیچ ارتباطی با اهالی زندگی می کردند.
 
 
منبع:جام جم
 


مرتبط با : خواندنی ها
نویسنده : امین
تاریخ : جمعه 29 فروردین 1393
زمان : 05:41 ب.ظ
ترول های جدید و خنده دار
نویسنده : امین
تاریخ : پنجشنبه 28 فروردین 1393
زمان : 12:00 ق.ظ
گفته های این خانم آمریکایی از سفر به ایران (عکس)
نظرات |

سیلویا دختر 25 ساله‌ی آمریکایی است که نوروز 93 را در ایران گذراند. او در وبلاگ خود از تجربه‌ی سفر به ایران، زیبایی‌های این کشور و دوستی‌ عمیقش با ایرانی‌ها نوشته است.وبلاگ او بازدیدکنندگان متعددی دارد و پای مطالبش نظرات کاربران اینترنتی، دوستانش و همچنین دیگر مسافران منتشر می‌شود. بیشتر کسانی که در وبلاگ سیلویا نظر داده‌اند، او را برای سفر تنهایی به ایران تحسین کرده و از روایتی که او از تهران ارائه کرده‌ است، تعجب کرده‌اند. برخی نیز حرف‌های او را پنجره‌ای تازه توصیف کرده‌اند که او به تهران گشوده است، حتا برخی گفته‌اند که حتما به تهران سفر می‌کنند.

همچنین برخی از خوانندگان وبلاگ او، اظهار امیدواری کرده‌اند که هنگام سفرشان به ایران، زاینده‌رود را پر آب ببینند. سفر سیلویا به کردستان نیز بسیار مورد توجه قرار گرفته و بسیاری گفته‌اند که دوست دارند به کردستان سفر کنند.برخی ایرانی‌ها نیز در وبلاگ او، پیشنهادهایی را برای دیدن دیگر مناطق و همچنین شیوه‌های مختلف سفر به ایران ارائه کرده‌اند.

گفته های این خانم آمریکایی از سفر به ایران (عکس)

20 مارچ؛ تنها در تهران، چه فکر می‌کردم؟

من وقتی تصمیم گرفتم سفر دو هفته‌ای با کوله‌پشتی به ایران داشته باشم، از کسی نخواستم اظهار نظر کند، اما به‌نظر می‌رسید همه دوست داشتند در این‌باره چیزی بگویند: «این خیلی فوق‌العاده است، من هم اگه پاسپورت آمریکایی نداشتم، به تو ملحق می‌شدم»، «واقعا می‌خواهی تنها بروی؟» و توصیه‌ی عموی خوش‌سفرم: «ایران جای خوبی نیست، به جای آن برو یونان».

اما من تصمیمم را برای سفر به ایران گرفته بودم. ایران خانه‌ی یکی از کهن‌ترین تمدن‌های جهان است و مهمان 13 محوطه‌ی تاریخی ثبت‌شده در یونسکو است. ایران مناظری از جنگل‌های انبوه تا کوه‌های برف‌گرفته و کویرهای وسیع دارد. علاوه بر این، مسافران بسیاری در آسیای مرکزی دیدم که دیوانه‌ی ایران بودند؛ مردم مهمان‌نواز، غذاهای لذیذ و محوطه‌های تاریخی. چطور می‌توانم ایران را به برنامه‌ی سفرم اضافه نکنم؟!

تهران دقیقا آن‌جایی نبود که تصور می‌کردم. این نوشته را در آپارتمان دوستم، رعنا می‌نویسم. جایی که ما با هم با یک لیوان چای داغ نشسته‌ایم و به صداهای بلند انفجار که از خیابان می‌آید گوش می‌دهیم؛ چند دقیقه یک‌بار نور یک انفجار بزرگ، آپارتمان را روشن می‌کند و ما با ترس به هم نگاه می‌کنیم. این، بخشی از جشن‌های آغاز سال نو در ایران است. جشنی که به آیین زرتشتی و باورهایی از سه‌هزار سال پیش بازمی‌گردد.

در شب چهارشنبه‌ی آخر سال (چهارشنبه‌سوری) خانواده‌ها دور هم جمع می‌شوند، آتشی روشن می‌کنند و از روی آن می‌پرند، ترقه روشن می‌کنند، فانوس‌هایی به آسمان می‌فرستند و گاهی می‌خوانند و می‌ر‌قصند.امروز عصر که ما با خانواده‌ی رعنا روی بام خانه بودیم، برادر رعنا می‌پرسید، احتمالا همه‌ی آمریکایی‌ها کابوسی از ایران در ذهن دارند، اگر دوستانت تو را در تهران و محاصره‌شده با آتش ببینند، چه فکر می‌کنند؟ آیا این چیزی نیست که آن‌ها همیشه از ایران در ذهن دارند؟

او قطعا شوخی می‌کرد؛ اما یک عنصر غم‌انگیز و واقعی در این حرف بود. سوالی که همیشه از تو در ایران می‌پرسند، این است که قبل از آمدن به تهران چه فکر می‌کردی؟ میزبان‌های من در تهران درباره‌ی آمدن گردشگران به کشورشان خیلی مشتاق هستند و من دوست داشتم به آن‌ها بگویم آمریکایی‌ها مشتاق دیدن ایران هستند، اما این دروغ بود. بیشتر کسانی که من با آن‌ها درباره‌ی سفرم به ایران حرف زدم، تلاش کردند، من را از رفتن به ایران یا دست کم تنها رفتن منصرف کنند؛ اما مسأله این است که از وقتی من در ایران فرود آمدم، هرگز احساس تنهایی نکردم. رسپشن هتل با من مثل دختر خودش رفتار کرد، به من غذاهایی برای خوردن و جاهایی برای دیدن پیشنهاد کرد.
 
میزبان‌های قبلی من هم که دو دختر دانشجو بودند، مانند خواهرهای بزرگ‌تر با من درباره‌ی سیاست و مذهب حرف زدند و رعنا هم مانند یک خواهر من را پذیرفت. آشنایی من با رعنا از یک ناهار، به سفر به اصفهان و به گذراندن چند روز با خانواده‌ی او تبدیل شد.شاید تنها سفر کردن به ایران خطرناک باشد، اما سفر من به ایران فقط پر از دوستی و مهمان‌نوازی و غذاهای فوق‌العاده بوده. من و رعنا چند ساعت دیگر به مریوان، شهر کوچک کُردنشین در مرز عراق می‌رویم. شاید از آنجا چیزهای هیجان‌انگیز بیشتری برای گفتن داشته باشم.

27 مارچ؛ کافکا و سیگار در تهران

من واژه‌های خیلی زیادی شنیده بودم که برای توصیف تهران به کار می‌رفت؛ شلوغ، چند فرهنگی، دودآلود، پر از ترافیک و خطرناک؛ اما با گذراندن نزدیک به یک هفته در شهر، واژه‌ای که در مجموع به نظر من مناسب می‌رسد «باحال» (cool) است. (این گردشگر آمریکایی در ایام تعطیلات نوروز به ایران سفر کرده بود).هر چیزی در تهران یک جنبه‌ی «باحال» دارد و من احساس می‌کنم در یک‌سری از فیلم‌های دهه‌ی 80 (میلادی) هستم. روز سوم اقامتم در تهران با رعنا - دانشجوی 23 ساله - از طرق سایتی ویژه‌ی مسافران آشنا شدم و او پیشنهاد خوردن ناهار در یک کافه‌ی کوچک را به من داد. کافه‌ای که می‌گفت مورد علاقه‌ی دانشجویان هنر است. ما درباره‌ی علاقه‌مان به کافکا، موسیقی فرانسوی، لباس پوشیدن و... حرف زدیم. بعد از ناهار به خانه‌ی هنرمندان و گالری‌هایش رفتیم. بعد از آن تصمیم گرفتیم فرهنگ را رها کنیم و به جای بامزه‌تری برویم: کافه.

کافه‌های تهران پاتوق‌های محبوبی هستند که جوانان شهر می‌توانند از چشم‌ خانواده فرار کنند و یک قرار آرام داشته باشند یا به آسودگی سیگار بکشند و درباره‌ی سیاست بحث کنند.رعنا برای من توضیح داد که بهترین کافه‌ها آن‌هایی هستند که از دیدرس خیابان پنهان ‌و کمی تاریک هستند. کافه‌های محبوب رعنا «کافه اون» و «کافه لورکا» هر دو نزدیک میدان ولیعصر هستند.

اقامتم در تهران بیش از حد کوتاه بود و بیشتر شهر، کشف‌نشده باقی ماند؛ اما تهران را با تصویری از یک شهر پر از زندگی و شوق ترک کردم.مغازه‌دارها با گرمی از من استقبال می‌کردند (البته با کمی تعجب) و بحث‌هایی که با مردم داشتم، همیشه پر از علاقه‌ای حقیقی و دوطرفه بود. وقت‌هایی هم که با رعنا در کافی‌شاپ‌های تهران گذراندم، در من نسبت به تهران احساس شهری پر از معنای واقعی، تاریخی برای به‌خاطر سپردن، پرسش‌هایی برای تأمل کردن، امیدی برای محافظت و آینده‌ای برای کشف باقی گذاشت.

30 مارچ؛ اصفهان، دیدن نصف جهان

وقتی رعنا را برای ناهار در تهران دیدم، به او گفتم قصد دارم «ایصفهان» یا «اصفهان» را ببینم و او اعتراف کرد که هرگز پایتخت پیشین ایران را ندیده است و بعد تصمیم گرفت، همراه من به اصفهان بیاید.فارس‌ها (Persians) به اصفهان، «نصف جهان» می‌گویند. اگرچه اصفهان حالا شهری مدرن و شلوغ است، اما زمانی یکی از بزرگ‌ترین شهرهای جهان بوده که در محل برخورد مهم‌ترین راه‌های شمال به جنوب و شرق به غرب جهان واقع شده که از ایران می‌گذشته است. یادمان‌های درخشان گذشته‌ی اصفهان در هر گوشه از شهر، ما را تحت تأثیر قرار می‌داد، از میدان چهارگوش زیبا و درخت‌های بلوار گرفته تا پل‌ها و کاخ‌ها و مسجدها.

میدان نقش جهان (یا میدان امام یا میدان شاه) محوطه‌ی میراث جهانی یونسکو و یکی از بزرگ‌ترین میدان‌های چهارگوش جهان است.رعنا برای دیدن سی‌وسه پل بسیار هیجان‌زده بود، پل سی‌وسه کنگره‌ی مشهور اصفهان؛ اما وقتی ما به پل رسیدیم، رعنا شوکه شد، به جای رودخانه‌ی درخشانی که زیر پل جاری باشد، فقط خشکی بود و زمین ترک خورده بود. آب کجا رفته بود؟!

زنی که پیش از این با او در تاکسی آشنا شدیم، به ما گفت که اصفهان آب را برای پر کردن یک دریاچه‌ی دیگر به جای دیگری می‌فرستد .... چه؟ اما آن‌ها باید دریاچه را برای نوروز پر می‌کردند.اگرچه اصفهان به‌وسیله‌ی حکومتی مسلمان ایجاد شده، مکان‌های تاریخی از مسیحی‌ها، یهودی‌ها و زرتشتی‌ها دارد. ما کلیسای «ژوزف مقدس» را در اصفهان دیدیم که به‌وسیله‌ی یک مجمع ارمنی ساخته شده که در سال‌های 1600 میلادی در اصفهان مستقر بوده است.

همچنین از دیگر بخش‌های تاریخی شهر هم دیدن کردیم و واقعا از هتل سنتی که پشت مسجد حکیم (یکی از قدیمی‌ترین مسجدهای شهر) بود، خوش‌مان آمد و از چایی خوردن در پاتوق چای‌خانه‌ی هتل لذت بردیم. آن‌ها همچنین پرچم‌های کشور ما را آوردند و ما وانمود کردیم که در یک ناهار کاری بسیار مهم هستیم (مسلما بی‌هیچ دلیلی، اما از این وانمود کردن بی‌علت لذت بردیم).اتوبوس از تهران ما را شش ساعته و با قیمت 190 هزار ریال (6 دلار) به اصفهان آورد. ما هزینه‌ی اتاق هتل سنتی را نصف کردیم و هر کدام شبی 15 دلار پرداختیم. ورودیه‌ی محوطه‌های تاریخی اصفهان هم تقریبا برای خارجی‌ها نفری 150 هزار ریال (5 دلار) است.

7 آوریل؛ سفر زمینی به کردستان ایران

بعد از خوردن‌ خوراکی‌های ایرانی و شادی کردن‌های بسیار من با رعنا و خانواده‌اش در جشن نوروز، تصمیم گرفتم به جاده برگردم و ایران را بیشتر کشف کنم. خوشبختانه سفر من و رعنا به اصفهان در او احساس کمبود سفر را به‌خوبی به‌جا گذاشت و او مشتاق شد با من به یک ماجراجویی دیگر بپیوندد؛ اما چطور جای دیگری را برای سفر انتخاب کنیم؟ به سمت کویر برویم؟ باقی‌مانده‌های پرسپولیس را ببینم یا از روستای تاریخی ابیانه دیدن کنیم؟من کاملا گیج بودم، اما رعنا می‌دانست دقیقا کجا باید برویم. بعد از گرفتن چند تماس تلفنی، اعلام کرد به مریوان می‌رویم.
 
شهری کوچک در کردستان و در مرز عراق و در خانه‌ی خالی یکی از دوستان او می‌مانیم. کردستان بی‌نظیر است. مریوان نه‌تنها کنار دریاچه‌ی زیبای زریوار و کوه‌های برف‌گرفته قرار دارد، بلکه من از این لذت بردم که شهر را با دوستانی بسیار «باحال» می‌دیدم. سفری پر از خنده داشتیم.روز اول به گشتن در مریوان، دریاچه‌ی زریوار و کمی بالا رفتن از تپه‌های سبز گذشت. نوروز کاملا زمان خوبی برای آمدن به مریوان بود و فضا، پر از جشن بود. ما خانواده‌های متعددی را در پیک‌نیک و رقصیدن زیر نور خورشید دیدیم.روز بعد، پس از صبحانه با ماشین به جاده‌های کوهستانی «اورامان تخت» رفتیم. رانندگی همراه با رعنا و دوستانش یکی از بهترین خاطره‌های سفر من است.
 
تعریف کردن خاطره‌های خنده‌دارمان، بحث کردن درباره‌ی «هایدگر» و گوش دادن به صداری «لئونارد کوهن» و «ادیت پیاف». من به‌سادگی تفاوت‌های فرهنگی بین خودمان را فراموش کردم، انگار با دوستان دانشگاهم باشم.دیدن کردستان تجربه‌ی منحصربه‌فرد و خاصی بود و من قویا به بقیه‌ی گردشگران، سفر به کردستان را پیشنهاد می‌کنم. محلی‌ها بسیار دوستانه برخورد می‌کردند، مناظر زیبا بود و تفاوت فرهنگی بسیار زیادی بین کردستان و بخش دیگری از ایران بود که دیده بودم.اتوبوس شبانه، ما را با 330 هزار ریال (حدود 11 دلار) 12 ساعته به کردستان برد. مریوان هتل هم دارد، اما من پیشنهاد می‌کنم با محلی‌ها بمانید.
 
 
منبع:ایسنا
 


مرتبط با : خواندنی ها
نویسنده : امین
تاریخ : چهارشنبه 27 فروردین 1393
زمان : 04:22 ب.ظ
تصویر باحال
نظرات |

14f54285f3f7df7a818dcadd98df4fef-425

من که ترکیدم


مرتبط با : گالری طنز
نویسنده : امین
تاریخ : چهارشنبه 27 فروردین 1393
زمان : 04:16 ب.ظ
ترول سرخ پوستای شمال غربی ...
نویسنده : امین
تاریخ : چهارشنبه 27 فروردین 1393
زمان : 04:15 ب.ظ
مشخصات زیست محیطی خانم های خاطرخواه / طنز
نظرات |

بیتوته / خانمی كه خاطر خواه شما بشه و واقعاً شما رو دوست داشته باشه اگه از ایل و تبار واتو واتو های اصیل باشه دست به این كارا می زنه .

 

خانم خاطرخواه

 

¤ سعی می كنه دیدن شما لطمه ای به بقیه كاراش نزنه تا اونجایی كه ممكنه به خاطر شما به دلیل غیبت سر كلاساش یه درسش حذف بشه

 

¤ اگه باهاش شوخی های بد بد و خودمونی كنین همچین ضایعتون می كنه اما دو دقیقه بعد خودش یه شوخی بدتر می كنه و شما رو دچار سردرگمی می كنه و گیجتون می كنه

 

¤ قشنگ ترین حرفی كه ممكنه به شما بزنه اینه " مگه خودت خوار و مادر نداری؟

 

¤ یه چیزی رو واسه شما خریده و بدون اینكه بهتون بگه اونو نشونتون می ده و نظرتونو می پرسه اگه خوشتون بیاد مگه واسه بابام خریدم اما خوب ماله تو ، تو فرهنگ لغت این دختر یادگاری وجود نداره . اما شما می تونید این كلمه رو به این فرهنگ غنی اضافه كنید و در اصل این یه فرصت طلایی واسه شماست

 

¤ سعی می كنه با كارایی كه می كنه صدای شما رو دربیاره و اگه این قدر احمق باشید كه اعتراض كنید با چشمانی معصوم پر از اشك (كه یه برق شیطونی توشه) و لبای آویزون با گردنی كج ازتون می خواد كه اونو همین طور كه هست قبول كنید

 

¤ سعی می كنه كمكتون كنه تا دوست دخترای جدیدی پیدا كنید كه اگه تو این دام بیفتید هم اون و همه دخترای اطرافتون ، همه رو از دست دادین.(بچه ها مواظب باشین

 

¤ در جمع دوستان شما رو "عزیزم" خطاب می كنه و مثل یه مامان مواظب شماست كه نكنه یه وقت یه چیزی بخواین اما تو خلوت خودتون به شما می گه "اوی خره

 

¤ هیچ وقت حتی اگه در حال مردن هم باشه سراغتونو از كس دیگه نمی گیره مگر اینكه كاری جدا از دوستیتون با شما داشته باشه كه در اون صورت حتی اگه زیر سنگی كه زیر پای یه فیل هستش قایم شده باشین میاد فیل رو فراری میده و سنگ رو بر می داره و بیرونت میاره و گوشت رو می كشه

 

¤ اگه یه وقت مسئله ای پیش بیاد اصلا این زحمت رو به خودش نمی ده كه خودشو قاطی كنه یا واسه شما حرص بخوره یا از شما دفاع كنه اما تو خلوت خودش روزی چهار تا دیازپام می خوره

 

¤ اگه یه وقتی از دست شما ناراحت بشه به روتون نمیاره و جوری رفتار می كنه كه انگار نه انگار.اما وای به حالتون اگه یه روزی این آتشفشان فروان كنه. (انا لله و انا علیه راجعون

 

¤ هر وقت بهش احتیاج داشته باشی كمكت می كنه فجیع همه جوره .چون دیگه در این مورد نمی تونه جلوی خودشو بگیره. (بابا ناسلامتی عاشقه ها)

 

¤ یكسری جملات و كلمات جدی به شما می گوید ، مثلاً "ای كاش یكی پیدا می شد من عاشقش بشم". اگه باهوش باشین می فهمید این موقع باید چی كار كنید

 

¤ اگه امكانش را داشته باشه به شما زنگ می زنه كه با شما صحبت كنه و واسه این كارش هزار تا بهونه و دلیل محكم پیدا می كنه

 

¤ توی صورتت خیره می شه اما یهو میگه چرا ابروهاتو ور می داری؟ خیلی ضایع تابلوه! یا چرا موهات رو این قدر كوتاه كردی؟

 

¤ وقتی با هم با دوستانتون هستید ، شاد و شنگول هستش ، می خنده و سعی می كنه تو را هم بخندونه و شاد كنه. اما اگه تو یه مكان خلوت باشید اگه از دیوار صدا در اومد از اونم صدا می شنوید

 

¤ اگر امكانش باشه تا سر كلاس یا دم در خونه تو را تعقیب می كنه بدون اینكه متوجه بشین

 

¤ خیلی راحت دست تو رو میگیره و راحتم ول می كنه اما سعی نكن دست اون به زور تو دستات نگه داری كه فكر می كنه داره زندونیه تو می شه و تو حكم یه زندون بان رو واسش پیدا می كنی

 

¤ برات نامه میده یا ایمیل می فرسته و از كارای ضایع كه انجام داده یه داستان طنز برات می نویسه تا تورو بخندونه. تمام این كارا رو به این دلیل انجام می ده كه خودشو بهتر به تو بشناسونه

 

¤ اگر ازش بخوای كه یك جایی بروید كه او معمولاً نمی ره ، یا ازش بخوای كاری انجام بده كه معمولاً انجام نمی ده سرتون حسابی منت می زاره اما تو دلش با دمش گردو می شكنه. ( تو جون بخواه كیه كه بده

 

¤ هیچ وقت و هرگز (تاكید می كنم) از كسی راجع به علاقه شما نسبت به خودش نمی پرسه

 

¤ هیچ وقت و بازم هرگز دو ساعت آسمون ریسمون نبافین كه ازش بپرسین شما رو دوست داره یا نه؟ یا دوستاتونو بفرستین جلو.هرگز. بهتر این كارو تو یه جای خلوت و بدون هیچ مقدمه ای ازش بپرسین البته ممكنه سك سكش بگیره.اما اگه همچین چیزی باشه فوراً و با پرویی تمام می گه كه عاشق شما شده خیلی خفن. البته این كارم بهتره بعد از چند ماه یا حتی یك سال بعد از آشنایتون انجام بدین.البته بازم اگه خودتون اونو دوست دارین


¤ و در آخر ، یك مرتبه حس می كنی كه تازگی ها خیلی به شما بی محلی می كنه و سعی می كنه ازتون دوری كنه ولی شما دلت بیشتر براش تنگ می شه.در این صورت حتماً جفتتون تو دام هم افتادید. مباركه. شیرینی ما یادتون نره.

 

 

منبع : بیتوته

مرتبط با : مطالب طنز
نویسنده : امین
تاریخ : چهارشنبه 27 فروردین 1393
زمان : 03:42 ب.ظ
چکار میکنی بعد اینکه من بمیرم؟ / طنز
نظرات |

طنز همسر

 

همسر: چکار میکنی بعد اینکه من بمیرم؟ میری زن دیگه میگیری؟
شوهر: قطعا نه!
همسر: چرا نه؟ دوست نداری دوباره متاهل بشی؟
شوهر: خوب معلومه که میخوام
همسر: خوب چرا پس نمیخوای دوباره ازدواج کنی؟
شوهر: باشه باشه دوباره ازدواج میکنم
همسر: ازدواج میکنی واقعا؟
شوهر: ……!؟
همسر: یعنی تو همین خونمون باهاش زندگی میکنی؟
شوهر: البته خوب اینجا خونه خوب و بزرگیه
همسر: بهش اجازه هم میدی ماشینم رو برونه؟
شوهر: احتمال زیاد، خوب ماشین نو هست دیگه
همسر: عکسهای من رو هم با عکسهاش عوض میکنی؟
شوهر: اگر جای مناسبی باشه چرا که نه؟
همسر: جواهراتم رو هم بهش میدی؟
شوهر: مطمئنم که اون جواهرات مخصوص خودش رو طلب میکنه
همسر: یعنی کفشم رو هم میپوشه؟
شوهر: نه سایزش ۳۸ هست
همسر: [سکوت]
شوهر: [گند زدم!]

 

فرستنده : مخلص یو

مرتبط با : مطالب طنز
نویسنده : امین
تاریخ : چهارشنبه 27 فروردین 1393
زمان : 12:13 ق.ظ
سوال و جواب های ثبت نام یارانه لو رفت! /طنز
نظرات |

فرهنگ نیوز / ما زودتر از همه به سایت رفاهی دات آی آر سر زدیم و مراحل آن را گذراندیم!
 
کاریکاتور یارانه
 
مرحله اول: شما خجالت نمی کشی اومدی ثبت نام یارانه؟! آخه 45500تومن ارزشی داره که ازش انصراف نمی دی؟! اصلا هیچ می دونی اگه بیخیال یارانه ات بشی، مسئولین می تونن با بخشی از پول حاصل از انصراف از یارانه، باقی مناسبت ها رو هم بهتون پیامکی تبریک بگن؟!
 
خودت بگو! 45500تومن بیشتر ارزش داره یا اینکه بهت با پیامک تبریک بگن؟! حتی شاید اگه تعداد انصرافی ها از یارانه زیاد باشه این بودجه وجود داشته باشه که مسئولین دولتی در سال 94، به جای پیامک، یکی یکی به شهروندها زنگ بزنه و تلفنی سال نو رو تبریک بگه!
 
اگر شما با توجه به موارد گفته شده؛ هنوز هم رویت می شود یارانه بگیری به مرحله دوم برو!
 
مرحله دوم: واقعا که عجب رویی داری شما! مگه ندیدی فتیله ای ها از یارانه شون انصراف دادن؟! مگه زیرنویس های تلویزیون رو نخوندی؟! مگه شکوفایی اقتصادی کشور برات مهم نیست؟! لااقل به حرف زن چینی ارسطو در سریال پایتخت توجه می کردی و وارد این مرحله نمی شدی!
 
حالا که اینطور شد اینقدر این مراحل رو کش می دیم که وسط هاش لنگر یک کشتی بیفته روی کابل اینترنت و نتونی کامل ثبت نام کنی! چیه؟! هنوز از گرفتن یارانه منصرف نشدی؟!
 
مرحله سوم: اصلا ازت توقع نداشتم به مرحله سوم بیای! انگار زبان درخواست و خواهش برای شما کاربرد نداره! از اینجا به بعدش باهات شوخی ندارم! هر چی درآمد داری باید بنویسی!
 
ببین! به من میگن "سایت رفاهی دات آی آر!" من زنت نیستم که بخوای منو بپیچونی و بگی ندارم و حساب بانکی ام  خالیه! آمارت رو اساسی دارم! می خوای بگم الان توی جیب اون کت آبیت که توی چوب لباسی هست چند هزار تومن داری؟! به نقع خودته از گرفتن یارانه انصراف بدی و به مرحله چهارم نری!
 
مرحله چهارم: نه! انگار راستی راستی می خوای یارانه بگیری! یک یارانه ای نشونت بدم که خودت کیف کنی! خب! نگفتی چقدر درآمد داری! ... خب این 700تومن که هیچی! شغل دومت رو بگو ...یعنی چی شغل دوم نداری؟! مگه میشه؟! من سایت رفاهی هستم، بچه که نیستم!!
 
آخه چطور با 700تومن و 3 تا بچه زندگی می کنی؟! یعنی من باور کنم با این درآمد میشه زندگی کرد؟! ... راستی! اگه شغل دوم نداری، چرا شب ها دیر میای خونه؟! پول خورد توی ماشینت چیکار می کنه؟! مسافرکشی می کنی؟! ... کاریت ندارم! راستشو بگو! هنوز هم فرصت برای انصراف از یارانه وجود داره!
 
کاریکاتور یارانه
 
مرحله پنجم: خودت خواستی! فردا نگی چرا اینطور شد! .... ببین! هر چقدر پول توی بانک ها داری رو برامون بنویس. زمین و ماشین هم داری بنویس. طلاهای زنت و سکه هایی که قایم کردی رو هم فراموش نکن.
 
البته ما آمار همه اینها رو داریم، منتها می خوایم امتحانت کنیم ببینیم چقدر انسان راستگویی هستی! اگه راستشو بگی، بعدا به جای یارانه، بهت خدمات می دیم ولی اگه یارانه بگیری به خدمتت می رسیم!
 
مرحله ششم: فکر نمی کردم تا این مرحله بالا بیای! دوربین وبکم رو روشن کن، حالا دوربین رو بگیر طرف یخچال و در یخچالت رو باز کن، می خوام توی یخچالت رو ببینم! ... این چرا خالیه؟! نکنه از قبل می دونستی توی یخچالت رو چک می کنیم به همین دلیل همه گوشت ها و میوه ها رو از توش برداشتی! بهت که گفتم، من رفاهی هستم، سرم کلاه نمیره! به نفع خودته نری مرحله بعدی!
 
مرحله هفتم: باشه! خیالی نیست! وقتی حسابات رو چک کردیم و درآمد واقعی ات رو فهمیدیم و اومدیم شونصد برابر یارانه ای که بهت دادیم رو از حلقومت کشیدیم بیرون، متوجه می شی که نباید از همون اول برای دریافت یارانه ثبت نام می کردی.
 
مرحله آخر: امیدوارم هر چی یارانه گرفتی خرج دوا دکترت بشه! خیلی نامردی که بیخیال دریافت یارانه نشدی. حالا اگه هنوزم تصمیمت عوض نشده، دکمه "تایید" رو بزن تا هم ثبت نامت تکمیل بشه و هم یکم ویروس به رایانه ات منتقل کنم تا لااقل دلم خنک بشه!
 
 
* شرلوک هولو


مرتبط با : مطالب طنز
نویسنده : امین
تاریخ : سه شنبه 26 فروردین 1393
زمان : 03:40 ب.ظ
ماجرای آقای همساده و انصراف یارانه !
نظرات |

آقای همساده یارانه


آقو ما رفتیم از یارانه انصراف بدیم،
یه نگاه سفیه اندر عاقلی به ما انداختن گفتن آقو ! شما حتما وضعت خیلی خوبه که میخوای انصراف بدی. از کجا آورده ای؟؟
گفتیم آقو ما یه آدم معمولی جامعه هستیم.
قبول نکردن ما رو به جرم مفسد اقتصادی و اخلال در امنیت پولی و ارتباط با ( ب – ز ) گرفتن الانم در بازداشت به سر می بریم.

ینی داغونم هااااا آقو له له هستم :))))

 



مرتبط با : مطالب طنز
نویسنده : امین
تاریخ : سه شنبه 26 فروردین 1393
زمان : 03:38 ب.ظ
اقدام زیبای علی کریمی در مقابل یک جانباز (+عکس)
نظرات |

اقدام زیبای علی کریمی در مقابل یک جانباز (+عکس)
 
اقدام زیبای علی کریمی در مقابل یک جانباز پس از پیروزی خاطره انگیز تراکتورسازی در وقابل آبی پوشان پایتخت، بازیکن محبوب این تیم درخواست یک جانباز را اجابت کرد.معمولا پس از بازی های حساس و خاطره انگیز پیراهن بازیکنان مهم، ارزش بیشتری پیدا می کند به خصوص اگر در آن میدان ستاره تیم هم بوده باشند.در دیدار تراکتورسازی مقابل استقلال که بدون شک برای هواداران پرسپولیس از اهمیت خاصی برخوردار بود، علی کریمی نمایش قابل قبولی داشت و یکی از ستاره های تیمش بود.او در پایان بازی، ستاره میدان اخلاق هم بود. چرا که درخواست این جانباز عزیز را بی پاسخ نگذاشت و پیراهن ارزشمند خود را به وی تقدیم کرد.
 
اقدام زیبای علی کریمی در مقابل یک جانباز (+عکس)
 


مرتبط با : خواندنی ها
نویسنده : امین
تاریخ : دوشنبه 25 فروردین 1393
زمان : 08:09 ب.ظ
:: بازداشت یک مرد آدمخوار در پاکستان (عکس)
:: ترول های جدید و خنده دار
:: گفته های این خانم آمریکایی از سفر به ایران (عکس)
:: تصویر باحال
:: ترول سرخ پوستای شمال غربی ...
:: مشخصات زیست محیطی خانم های خاطرخواه / طنز
:: چکار میکنی بعد اینکه من بمیرم؟ / طنز
:: سوال و جواب های ثبت نام یارانه لو رفت! /طنز
:: ماجرای آقای همساده و انصراف یارانه !
:: اقدام زیبای علی کریمی در مقابل یک جانباز (+عکس)
:: 3 خواهر نیازمند به دنبال علی دایی
:: خانواده پرجمعیت جوان 34 ساله (عکس)
:: عروس شدن یک دختر کم سن و سال (عکس)
:: گزارش سایت یاهو از علی دایی اسطوره فوتبال ایران (عکس)
:: عکس های جالب از آموزش رانندگی در افغانستان
:: یک کارگری که پس از 40 سال میلیونر شد (عکس)
:: تفاوت سنگ فرش خیابونای هلند و ایران :))
:: خصوصیات آقا پسرها و خانم ها از ۱۴ تا ۲۸ سالگی
:: اس ام اس ضدحال به دخترها
:: تصاویر جالب از یاس ، آرمین 2afm و تتلو قبل از معروف شدن
:: قوانینی که نیوتن از قلم انداخت !!!
:: نقاشی سه بعدی (حیرت انگیز)
:: استراحتگاه مخصوص دانشجویان دختر در قطر!!!
:: کالای ایرانی… (طنز)
:: خلاقیت در شعر (طنز)
:: عکس جالب از قبر یزید
:: با بازیگر چینی پایتخت 3 بهتر آشنا شوید (عکس)
:: آشنایی با کلید واژه های عید نوروز (طنز)
:: اقدام زیبا و جالب این مرد ایرانی در اروپا (عکس)
:: شکست عشقی ای که سوژه شد ! + (عکس)




( تعداد کل صفحات: 111 )

[ 1 ] [ 2 ] [ 3 ] [ 4 ] [ 5 ] [ 6 ] [ 7 ] [ ... ]




 

شارژ ایرانسل

فال حافظ

تحلیل آمار سایت و وبلاگ