آدمها می آیند زندگی می کنند می میرند و میروند..

اما فاجعه ی زندگی تو آن هنگام آغاز می شود

که آدمی میرود اما نمی میرد!

می ماند ونبودش دربودن تو

چنان ته نشین می شود

که تومی میری

درحالی که زنده ای…





********************



تو کیستی ؟

که سفر کردن از هوایت را نمی توانم

حتی با بالهای خیال ؟!





********************



هرگاه به خانه ات می آیم

همراه بستن در

در آغوشم

آب می شوى

همین شادے مرا خواھد کشت…





********************



حماقت می کُند دلم

که دل نمی کَند از رویا

رویا

جان را به لب می رساند

تو را به من نه





********************



سنجاق سرم از عشق چیزی نمی فهمد

فقط همین را می داند

چگونه وقتی تو می آیی زیباترم کند





********************



بــرایِ خــودم . . .

 مـَـردی شـُـده ام

 بــی صــدا گــریــه مــیــکــنــم

 ایــن روزهــا در ســکــوتِ ســرســخــتِ دنــیــا . . .

 مـُـواظــبــم بــاش .. .

 قــَـلــبـَـم . . .

 هـَـنــوز . . .

 زنــانــه مــی تــپــد . . . !!





********************



تو گفتی که پرنده ها را دوست داری

اما آن ها را داخل قفس نگه داشتی

تو گفتی که ماهی ها را دوست داری

اما تو آن ها را سرخ کردی

تو گفتی که گل ها را دوست داری

و تو آن ها را چیدی

پس هنگامی که گفتی مرا دوست داری

من شروع کردم به ترسیدن.





********************



گریه آخرین چیزی ست که باقی می ماند

و بغض

بکی مانده به آخری ست





********************



دلگیرم

تصویر تو را

بر تمام بن بست ها چسبانده اند

و لبخند شیرین ات

توجیه دلزدگی ست





********************



دوست داشتنت امشب

طعم یخ در بهشت می دهد

وسط گرمای مرداد